یک انتخابات دیگه و یک انتخاب دیگه.
نمیدونم شمای خواننده این دوره شرکت می کنین یا نه؟؟!![]()
خب! هر کس یک نظری داره و بر اساس رأی و نظرش ممکنه تو انتخابات شرکت کنه
یا شرکت نکنه.
من که تصمیم جدی و قطعی دارم که تو انتخابات شرکت کنم و تو این پست میخوام
بگم که دلیل و برهانم برای شرکت چیه. ممکنه شما موافق باشین یا موافق
نباشین.دوست دارم شما دوست عزیزی که این متن رو میخونی برام بنویسی که
علت شرکت یا عدم شرکتت در انتخابات چیست.به قول دوستی همیشه نالان از
اوضاع مملکت که می گفت با این همه فقر و اختلاس و سوء مدیریت و ...در انتخابات
شرکت می کنیم تا یکبار دیگه نشون بدیم که ...بـوووووووووق...تا چه حده!!!![]()
این حقیر فقیر سراپا تقصیر چرایی شرکتم در انتخابات رو تو دو موضوع خلاصه می
کنم که این اولیش و یکی دیگش ایشالله تو پست دیگه:
فکر کنین اگه در دوره امام حاضر مثل امام کاظم (ع) یا امام هادی (ع) یا هر امام دیگه
ای بودین. اگه اون امام به شما امر می کرد که فلان کار رو باید انجام بدین، آیا شما
اطاعت می کردین یا چون و چرا می آوردین و توجیه تراشی و فرافکنی می کردین؟
من با اونایی که حرف و سخن و دستور امام و غیر امام براشون یکی هست و امام رو
واجب الاطاعه نمیدونن حرفی ندارم. طرف صحبتم با اونایی هست که عقیده دارن
چون امام دارای مقام عصمت هست، لذا باید از ایشون اطاعت و تبعیت کرد. خب حالا
که امام نیست چه باید کرد؟!![]()
![]()
دیگه ما امت محمد (ص) و شیعیان امیرالمؤمنین و ائمه بدون سرپرست و ولیّ باید
روزگارمون رو سپری کنیم؟! بدون راهنما و دلیل راه؟! این که میشه همون قضیه غدیر
و بحث ریشه ای ما با اهل سنت که میگن پیامبر برای بعد از خودش سرپرستی
انتخاب نکرد. یعنی بقیة الله الاعظم؛ حضرت محمد ابن الحسن العسکری با شروع
دوران غیبت صغری و کبرای خود نیازی ندیدند به نیابت خودشون افرادی رو معرفی
کنند که از طرف ایشون سرپرستی و ولایت مسلمین و شیعیان رو عهده دار باشند.
می بینیم امام زمان (عج) با شروع دوران غیابت صغرای خودشون ۴ نفر رو بعنوان نواب
خاص خودشون معرفی کردند تا پاسخگوی سؤالات و شبهات فقهی ، اعتقادی ،
سیاسی ، فرهنگی و ...در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعیشون باشند. با شروع
دوران غیبت کبری، امام به کرّات ضمن توقیعات و توصیه های شفاهی به بعضی از
علماء، وظیفه سرپرستی اجتماع مسلمین و شیعیان رو بر عهده علمایی گذاشته
اند که دارای شرایط رهبری جامعه باشند که به چند نمونه اشاره می کنم:
اسحاق بن یعقوب برادر شیخ کلینی صاحب کتاب کافی نقل میکنه که
پرسشهایی رو به محمد بن عثمان عَمری (دومين نايب خاص) دادم تا جوابش رو از
حضرت حجت(عج) دریافت کنه. پس از مدتی جوابش رو با خط مبارک حضرت دریافت
کردم که مرقوم نموده بودند: " اما محمد بن عثمان عَمری، پس خداوند از او و پدرش
راضی باشد؛ چرا که مورد اعتماد من است و دستخط وی مانند دستخط من معتبر
است." (۱)
همین آقای اسحاق بن يعقوب در جایی دیگه از محمد بن عثمان عَمري میخواد
تا نامهاي را كه مشتمل بر مسائلي بود، خدمت حضرت برسونه و پاسخ آنها را دريافت
كنه. توقيع و نامهاي از وجود مقدس صادر شد و حضرت پاسخهايي را مرقوم فرمودن
كه از جمله آنها اين سخن معروف حضرت است:
«و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجة
الله عليهم؛ در حوادث و رويدادهايي كه واقع ميشود به راويان احاديث ما (علما و
كارشناسان دين) رجوع كنيد، پس به درستي كه آنان حجت من بر شما هستند و من
حجت خدا بر آنانم (تا ديگر عذري براي كسي باقي نماند». (۲)
در «مقبوله» عمربن حنظله نيز از وجود مقدس امام صادق(ع) در رابطه با وظيفه
شيعه در برابر مشكلات و منازعات و مرجع صالح براي رسيدگي به امور چنين نقل
شده :
«ينظران من كان منكم ممن قد روي حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا، و عرف
احكامنا، فليرضوا به حكما، فاني قد جعلته عليكم حاكما، فاذا حكم بحكمنا
فلم يقبل منه، فانما استخف بحكم الله و علينا رد و الراد علينا الراد علي الله و
هو علي حدالشرك بالله» ؛
«بايد نگاه كنند كساني كه از شمايند(شيعيان) به كسي كه حديث ما را روايت
ميكند و در حلال و حرام ما تأمل و دقت ميكند و احكام ما را ميشناسد؛ پس به
حكم او بايد راضي باشند. پس من او را بر شما حاكم قرار دادم، پس اگر او به حكم ما
حكم دارد و از او پذيرفته نشد، همانا به حكم خدا استخفاف ورزيده است و ما را رد
كرده است و كسي كه ما را رد كند، خدا را رد كرده و اين، در حد شرك به خدا
است».(۳)
همه این روایات و روایات دیگه نشون میده که مراجع تقلید و علمای ربانی خالی از
هوای نفس و آگاه به مقتضیات زمان و آشنا با احکام عدیده اسلامی ، دارای
سردوشی و نشان و مهر تأیید امام زمان (عج) هستند که شیعیان باید در زمان غیبت
به اونها مراجعه کنند و بر اساس حکم و نظر اونها عمل کنند که بدون تردید عمل
به فتوا و دستور اونها در حکم عمل به دستور امام معصوم و سرپیچی و عدم
تبعیت هم در حکم نافرمانی از دستور معصوم هست.
با توجه به جمیع مطالب فوق و با استفتاء از مراجع تقلید که بسیاری از اونها
شرکت در انتخابات رو واجب عینی (۴) می دونن، لذا وظیفه و تکلیف دینی خودم
میدونم که تو این انتخابات شرکت کنم.
شما چی؟؟؟؟
تو انتخابات شرکت می کنین یا نه؟؟؟![]()

(۱) گوهرهای ناب در کلام امام زمان (عج)-محمد رحمتی و حسین احمدی قمی- ص ۳۱۶
(۲) كمال الدين، ج 2، ب45، ح4، وسايل الشيعه، ج17، ب 11، ص 140، ح 9
(۳) وسايل الشيعه، ج27، ب11، ص136، ح1
(۴) واجب عینى آن است كه از هر یك از مكلفین بالخصوص خواسته شده، و تك تك مكلفین باید شخصاً آن را انجام دهند مانند نماز و روزه و وضو.
برچسبها: امام زمان, واجب عینی, حضرت مهدی, انتخابات, مراجع تقلید, محمد بن عثمان عمری, اسحاق بن یعقوب, امام صادق


